تحلیل برنامه نود به صورت کلی ،درباره ی خود برنامه صورت گرفته و از نقد تنها ،درباره ی یک برنامه ی آن به صورت جداگانه خودداری شده تا به صورت کلی این برنامه مورد ارزیابی و تجزیه و تحلیل قرارگیرد.
برنامه ورزشی نود در شرایطی شروع به کار کردکه فوتبال در تمام کشورها بیش از آنکه به عنوان یک ورزش مورد توجه قرار گیرد تبدیل به یک ابزارسیاسی شده است. سابقه پخش برنامۀ نود به سال 1378 بر می گردد و در این سالها مسیر پرفراز و نشیبی را طی کرده است به گونه ای که حتی تا مرز تعطیلی نیز پیش رفت .
برنامه نود کپی برنامه هفتگی تحلیل فوتبال است که در بسیاری از کشورهای فوتبال پخش می شود .
این برنامه توسط عادل فردوسی پور ، یکی از مشهورترین و محبوب ترین گزارشگران فوتبال ایران با الهام از یک برنامۀ ایتالیایی مشابه پایه گذاری شد. فردوسی پور به غیر از مجری گری ، تهیه کنندگی برنامه را نیز به عهده دارد و این برنامه هر هفته دوشنبه ها به صورت زنده از شبکه سوم سیما پخش
می گردد . البته در مواردی با توجه به اهمیت بازیها و شرایط ویژه ، زمان برنامه با اطلاع قبلی تغییر می کند .
پخش این برنامه زمانی اهمیت پیدا می کند که در کشور ما همه ی مسئولین و عوامل دخیل در امر ورزش فرهنگ نقد را به دست فراموشی سپرده اند و خود را از هر گونه پاسخگویی مبرا میدارند،توانسته است فرهنگ پاسخگویی را در بین مسئولین در برابر افکار عمومی و علاقه مندان این ورزش درقبال هرآنچه که در حین بازیها و حتی پشت پرده آن رخ میدهد،رواج دهد و زمینه ساز پیشرفت وحرکت رو به جلوی این ورزش در سطح جهانی گردد.
در سال 2007 ، زمانیکه تصور می کنیم دیگر عصر حجر به سر آمده و همۀ ملت ها به این امر واقف شده اند که انسان ها ، جنس برتر مخلوق الهی ، با هم برابر و یکسان هستند ، باز هم برای این جنس برتر ، جنسیت را بیان می کنند ، آن هم در کشوری که واعیه ی عدالت و برابری بدست دارد و خود را از پایبندترین دولت ها به اصول انسانی می داند ، کشور و جامعه ای که پس از سالها جنگ و انقلاب هنوز به حقوق زنان جامعۀ خود به عنوان یک انشان آزاد اعتقاد پیدا نکرده و نگرش به زن در قانون اساسی اش نگرشی تبعیض آمیز است و زن را در خانواده و در مقام مادر ، آن هم مادری که هیچ حقوقی ندارد ، محصور کرده است ، ولی آیا این سلب آزادی زنان و سرکوب جنبش های آنان می تواند تا ابد ادامه یابد ؟ یا اینکه باید باز هم یکی از طرفین ( زنان ) کوتاه بیاید و سکوت کند .
سرانجام درپنجم تير ماه 1386 بنزین درسراسر کشوربا تصویب مجلس شورای اسلامی توسط دولت سهميهبندي شد. افزایش قيمت و سهميهبندي دو راهكار اصلي بوده كه در سالهاي اخير از سوي كارشناسان انرژي براي بهينه كردن مصرف سوخت در كشور ارائه داده ميشد. اگرچه موضوع واقعي كردن قيمت بنزين از سالها پيش در ايران مطرح بوده ولي نگراني های ناشی از ايجاد تورم و بحرانهاي اجتماعي این طرح را به تعویق انداخته بود.
طرح ساماندهی مصرف بنزین به سال 72 برميگردد يعني زماني كه سازمان مديريت و برنامهريزي دو سناريوي آزادسازي قيمت بنزين و افزايش پلكاني قيمت فرآوردههاي نفتي را براي بهبود وضعيت مصرف مطرح كرد؛ که بدلیل نارضایتی های اجتماعی دولتهاي حاضر ترجيح دادند كه به سمت آزادسازي قيمت بنزين حركت نكنند و همين شيوه موجب افزايش مصرف شد. در نهايت با روي كار آمدن مجلس هفتم نيز، برنامه آزادسازي قيمت بنزين كه در لايحه برنامه چهارم توسعه گنجانده شده بود به دلايل مختلف از برنامه چهارم حذف شد. در اين زمينه مجلس شوراي اسلامي افزايش 25 درصدي قيمت بنزين به همراه سهميهبندي با كارت هوشمند را در سال جاري به تصويب رساند. در دولت گذشته نیز بحث سهمیه بندی شدن بنزین مطرح شده که هر بار به دلیل تبعات ناشی از این تصمیم به تعویق افتاده بود در در سال 83 بيژن نامدارزنگنه، وزير سابق نفت ، خبر از جيرهبندي شدن بنزين در نيمه دوم سال 84 داد و تاكيد كرده بود كه از همان سال عرضه بنزين با كارت هوشمند آغاز خواهد شد.
روزنامهنگاري يك هنر است؟ يك صنعت است؟ تلفيقي از اين دو يا هيچكدام از آنها؟ امروزه براي تعريف كردن حرفهي روزنامهنگاري در درجهي اول و همينطور جاي دادن آن در دستهبنديهاي مشاغل، اختلاف سليقههاي زيادي وجود دارد.
عدهي بسيار زيادي معتقدند اگر بخواهيم روزنامهنگاري را يك صنعت بدانيم، بايد از لحاظ مالي، اعتباري و اقتصادي منافع پررنگي را براي آن درنظر بگيريم و از درآمدزايي آن را بيش از ساير جزييات مورد مطالعه قرار دهيم همانطور كه نساجي يا توليد مواد غذايي، صنعت محسوب ميشوند.
البته هيچ كس انكار نميكند ريزهكاريها و هنرمنديهاي خاص و ظريف موجود در هركدام از اين زمينهها باعث ميشوند تا محصولي كه به دست ما به عنوان كاربر، مصرفكننده و مشتري ميرسد، هم از لحاظ محتوايي و كاربردي مرغوب و قابل اطمينان باشد و هم به جهت ظاهر و شمايل، از ويژگيهاي استاندارد و مقبولي برخوردار باشد كه نيازهاي هنري و بصري مخاطب را تامين كند.
اما نبايد فراموش كنيم كه در صنايع درآمدزا و اشتغالآفريني كه بتواند نيروي انساني قابل توجهي را مشغول كند، علاوه بر مورد توجه بودن تامين نيازهاي كل جامعه، كسب درآمد و اعتبار، ايجاد پشتوانههاي مالي قويتر براي اقتصاد كشور و كمك به بهبود يافتن وضعيت بودجه در جهت تامين هزينههاي جاري دولت و دستگاههاي دولتي حايز اهميت است حالي كه در حرفهيي همانند روزنامهنگاري، عليرغم فعاليت بخش عمدهيي از نيروي انساني، ايجاد درآمدهاي جاري هرگز با درآمدهاي حاصل از صنايع مادر و حتي صنايع توليدي ساده قابل مقايسه نيست ضمن اينكه پاسخگويي به نيازهاي فرهنگي و آموزشي جامعه را نميتوان با ميزانهاي صنعتي و اقتصادي رايج سنجيد.
ادامه