به گزارش خبرنگار سرويس نگاهي به وبلاگ هاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا
)، زاويهي روان شناختي و جامعه شناسي دو جنبهي مهم پژوهشي در قبال وبلاگهاست.
واكنشهايي كه يك بلاگر از خود بروز ميدهد، معلولهايي است كه از علتهايي پنهان و گاه آشكار حكايت ميكند، اما هنوز مشخص نيست كه آيا ميتوان از منظر جامعه شناسي هويتي، به توليدات يك بلاگر به مثابهي انگيختههاي برخاسته از انگيزههاي ناشناخته نگاه كرد؟ و آيا ميتوان از ديد ارتباطات درون فردي به آنچه در ذهن يك بلاگر رخ ميدهد تا به عرصهي ظهور در نوشتار منتقل شود، به طور جداگانه نگريست؟ و بالاخره آيا ميتوان هويت اجتماعي وبلاگنويسان را مشخص كرد ؟ هويت آنها در دنياي واقعي چه تفاوتي با هويت آنها در فضاي مجازي دارد؟ به طور قطع براي پاسخ دادن به اين سوالات، هيچ فاكتور ملموس و تجربي وجود ندارد، اما در نگاهي تحليلي ميتوان نگاهي به اين موارد داشت.
به عقيدهي اساتيد ارتباطات، دور بودن دانشجويان از مباحث عملي و كاربردي از مهمترين نقاط ضعف در دانشكدههاي ارتباطات براي تربيت دانشجويان حرفهيي به شمار ميرود و ضرورت دارد كه اين وضعيت اصلاح و يا ساختارهاي جديدي كه با آرمانها و اهداف مورد نظرهمگوني داشته باشند، طراحي شوند.
به گزارش خبرنگار رسانهي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، بنا بر اظهارات كارشناسان امر، سازمانهاي ارتباطي كار دانشجويان را نوعي دخالت در فعاليت خود ميدانند، بعضا آنها را به عنوان يك مانع ميبيند و از خود ميرانند اما اين مساله با ايجاد يك ارتباط متقابل بين دانشكدهها و اين رسانهها حل ميشود.
توافق ميان دانشگاههاي ارتباطات و رسانهها در زمينهي فعاليت فارغالتحصيلان از مهمترين راهكارهايي است كه اساتيد در اين گزارش براي رفع اين مشكل عنوان كردهاند زيرا اكثر رسانهها به عقيدهي آنها در سيستم كار خبررساني و اطلاعرساني اشكالات زيادي دارند كه نميتوان از آنها چشمپوشي كرد.
نظريه پردازان اجتماعي و خصوصا محققان مطالعات فرهنگي در توصيف فرهنگ معاصر و روندهاي اصلي تحول آن، مجموعه اي از فرايندهايي را نام مي برند که اين فرايندها در همه عرصه هاي اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي و در همه يا اغلب کشورهاي جهان با نسبت هاي مختلف در حال وقوع است. برخي از اين فرايندها عبارتند از جهاني يا جهان/محلي شدن، عرفي شدن، دموکراتيک شدن، رسانه اي شدن، بصري شدن، اطلاعاتي شدن، ديجيتالي شدن يا مجازي شدن، تجاري شدن، فرهنگي شدن، زيبايي شناسانه شدن، تکنولوژيک شدن، عامه پسند شدن، غير سياسي شدن و زنانه شدن. اين فرايندها از نظر دروني به يکديگر وابسته و همبسته هستند و محصول تحول کليت فرهنگ معاصر مي باشند. همچنين مي توان گفت کليت تحول فرهنگ معاصر حاصل مجموعه فرايندهاي مذکور است. از اينرو درک و شناخت هر يک از ابعاد جامعه و فرهنگ معاصر نمي تواند فارغ از شناخت فرايندهاي مذکور باشد.
منبع
تهيه، تنظيم و اعلام و انتشار اطلاعات و اخبار رويدادهاي جاري زندگي جمعي و تحليل و تفسير آنها و همچنين انعكاس عقايد عمومي دربارة اين رويدادها، به عوامل و وسايل ارتباطي ضروري و به بيان ديگر، به روزنامهنگاران و رسانههاي همگاني، نياز دارند. به همينجهت، اطلاعات و اخبار، كه محصول فعاليتهاي حرفهاي روزنامهنگاران بهشمار ميروند، از طريق رسانههاي چاپي (روزنامهها و مجلهها) يا رسانههاي سمعي و بصري (راديو و تلويزيون)، انتشار مييابند. در هر دو فرايند اخير، فرآوردههاي محتوايي رسانهها، به مخاطبان انبوه و باز عرضه ميشوند و «شيوة ارتباطي»1 مربوط به آنها، شيوة «انتشار» يا «اعلان»2 است، كه با مفهوم «علنيسازي»3 موردنظر، يورگن هابرماس، متفكر مشهور آلماني در كتاب «فضاي عمومي» (گسترة همگاني) وي، قرابت دارد.
درعين حال، اطلاعات و اخبار روزنامهنگارانه، از طريق رسانههاي خاصي كه براي مخاطبان محدود و نيمهبسته وجود دارند نيز انتقال مييابند. «شيوة ارتباطي» معمول اين رسانهها، برخلاف رسانههاي چاپي و سمعي و بصري، شيوة «تبليغ»4 يك هدف يا يك هويت است. بنابراين، چنين اطلاعات و اخباري، در هر صورت جنبههاي واقعاً ارتباطي به معناي تعامل متقابل بين پيامدهنده و پيامگيرنده را دارا نيستند و رسانههاي مخصوص انتقال آنها، يك سويهاند.
نوشتة: دكتر محمد كاظم معتمد نژاد در نشریه رسانه
جديترين پرسش در يكسال گذشته، به ويژه نزد سياسيون اصلاحطلب، اين بوده است كه چرا هشت سال پس از پيروزي اصلاحطلبان در دوم خرداد 76، حكومت يكدست و اقتدارگراي كنوني حاكم شد؟ همه اصلاحطلبان در ضرورت بررسي اين واقعه مهم اجماع دارند اما درباره اينكه نقد اصلاحات و اصلاحطلبان چگونه باشد، آشكار باشد يا در درون احزاب و جبهه اصلاحطلبان صورت گيرد، اختلافنظر ديده ميشود.
ادامه
دكتر عباس میلانی در كتاب "تجدد و تجدد ستیزی"، مقالهنویسی را ملازم فردگرایی و تجدد میخواند، تجددی كه میوهی عصر نوزایش در اروپاست. نگارش مقاله حاصل دگرگونی شیوهی تبادل افكار در همین عصر است. در آن برههی زمانی، نویسندگان از حاشیهروی و كلی گویی به بحث بر سر یك موضوع مشخص و نكتهیابی روی آوردند و اینگونه "مقالهنویسی" رایج شد. مقاله نیز چون سایر فرآوردههای ادبی-هنری از سبكها، ساختارها و تكنیكهای خاصی برخوردار است كه دستكم آشنایی با آنها میتواند نویسنده را در بیان منظور خود یاری دهد.
ادامه